بعضی اوقات که احساس می کنی شقیقه هایت درحال ترکیدن اند و جسمی به اندازه ی کره زمین ! توی گلویت گیر کرده و می خواهی گریبانت را چاک بدهی و فریاد بکشی ، انگار کسی درتو می گوید :
هیس ! سکوت بهترین فریاد است !!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فــــــــــــــرياد سكوت
در این دنیای دهشت زا
که نام هر دد و دیوی شده انسان
در این دوران جهل افزا
که هر بی علم و دانش می شود سلطان
دلم مانند قندیلی
به امیدِ نگاهِ گرم ِ خورشیدیِ
ز بام خانه ها
زانوی غم را در بغل بگرفته و
آرام می گرید
خداوندا !
در این دنیای پر رنگ ات
در این آیینه های خورده زنگار ِ سیاه و لایق ِ سنگ ات
نه تابی تا کنم جنگ و ستیزی
نه در جانم بود پای گریزی
نه می روید گلی در بستر جانم
نه می آید پرستویی
به عشق ِ آشیان ِ کنج ِ ایوانم
ولیکن بر ستاکِ خشکِ انجیری
کلاغی شروه میخواند
و من
در جستجوی کبک ی از کهسار ِ تارازم
خداوندا !
خروس کبریایت را بگو
بر هم زند نقش ِ سکوتِ مطلق ِ شب را
خداوندا !
خروشی کن بر این دنیا
نهیبی زن
بر این شب های بی فردا
سحرگاهی
سحر
گاهی
-----------------------------
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ